تبلیغات
اطلاعات عمومی

اطلاعات عمومی
 
نظر سنجی
جایگاه عشق کجا هست؟؟؟





صفحات جانبی
درخت جادویی

مسافری خسته كه از راهی دور می آمد ، به درختی رسید و تصمیم گرفت كه در سایه آن
قدری اسـتراحت كند غافـل از این كه آن درخت جـادویی بود ، درختی كه می توانست
آن چه كه بر دلش می گذرد برآورده سازد.
 وقتی مسافر روی زمین سخت نشست با خودش فكر كرد كه چه خوب می شد اگـر
تخت خواب نـرمی در آن جا بود و اومی تـوانست قـدری روی آن بیارامد. فـوراً تختی
كه آرزویـش را كرده بود در كنـارش پدیـدار شـد.
مرد با تعجب روی تخت دراز كشید و با خودش گفت كاش یك جوان این جا بود و پاهای رنجور
 و آسیب دیده مـرا مالـش می داد. ناگهـان جـوانی ظاهـر شـد و آن چه كه می خواسـت
به بهتـرین نحـو بـرایش انجام داد.
مسافر با خود گفت : چقدر گـرسـنه هستم. كاش غذای لذیـذی داشتم.

سپس میـزی مملو از غذاهای رنگارنگ و دلپذیـر در برابرش آشـكار شد. پس مـرد با خوشحالی
 خورد و نوشید. بعـد از طعام ، كمی سـرش گیج رفت و پلـك هایش به خاطـر خستگی و غذایی
كه خورده بود سنگین شدند. خودش را روی آن تخت رهـا كرد و در حالـی كه به اتفـاق های
شـگفت انگیـز آن روز عجیب فكـر می كرد با خودش گفت : قدری می خوابم.
 ولی اگر یك ببر گرسنه از این جا بگـذرد چه؟ و ناگهان ببـری ظاهـر شـد و او را درید.
هر یك از ما در درون خود درختی جادویی داریم كه منتظر سفارش هایی از جانب ماست.
ولی باید حواسـمان باشد ،چون این درخت افكار منفی ، ترس ها ، و نگرانی ها را نیز تحقق
می بخشد. و ممكن است كه با ازدیاد و هجوم این نوع افكار ، زخمی و خدشه دار شده و حتی
از بین برود. این روش عملكرد ترس ها و نگرانی هاست.

 
مراقب آن چه كه به آن می اندیشید باشید





طبقه بندی: دانستنیها، روانشناسی،
برچسب ها: اطلاعات عمومی، روانشناسی، داستان، پند، پندآمیز، داستان پند آمیز،
[ پنجشنبه 3 بهمن 1392 ] [ ساعت 12 و 54 دقیقه و 38 ثانیه ] [ saeed ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


سلام من سعیدهستم به وبلاگم خوش آمدین لطفا نظربدین وبرای انجام خدمات بهتردرنظرسنجی شرکت کنیدباتشکر

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
این صفحه را به اشتراک بگذارید
ایجاد خبرنامه ایمیلی
' >